کاربرد آرای مولوی و گابریل مارسل در امیددرمانی

نوع مقاله : پژوهشی اصیل

نویسندگان
1 گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران
2 گروه فلسفه و حکمت اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه الزهرا (س) تهران، ایران
3 گروه مطالعات زنان و خانواده، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران
چکیده
پژوهش حاضر، پژوهشی میان‌رشته‌ای و در راستای کاربردی‌سازی فلسفه از طریق همکاری آن با روان‌شناسی و ادبیات است. در این پژوهش به امید در آرای دو متفکر بزرگ پرداخته شده است؛ مولانا، عارف و ادیب مسلمان و گابریل مارسل، فیلسوف اگزیستانسیالیست مسیحی. هدف از این پژوهش، ارائه بن‌مایه‌هایی برای کار مشاوران فلسفی و روان‌درمانگران است. به همین سبب، دیدگاه ریچارد اسنایدر نظریه‌پرداز و بنیانگذار امیددرمانی در روان‌شناسی معاصر نیز در پژوهش حاضر معرفی شده است تا امکان نزدیک‌کردن آرای مولانا و مارسل در باب امید، به مباحث مورد توجه امید درمانی، فراهم آید و از تشابهات به دست آمده برای کار مشاوران فلسفی استفاده شود. بر اساس یافته‌های پژوهش، امیدی که مولانا از آن سخن می‌گوید، امیدی روشن و هدایتگر است که اگر از آن استفاده به‌جا شود، می‌تواند به یک صفت اخلاقی مثبت در انسان تبدیل شود؛ امیدی که برخواسته از نیاز انسان به خداوند است و همواره در جهت پیشرفت معنوی انسان، راهگشا خواهد بود. مارسل نیز امید را ابزاری برای ایمان و تقرب به وجود اعلی می‌شمارد که سبب آمادگی معنوی فرد در جهت خدمت به دیگر انسان‌ها می‌شود. این آمادگی معنوی، انسان را از دام جهان درهم شکسته‌ای که مارسل از آن سخن می‌گوید، رهایی می‌بخشد. با مقایسه نظریه امید اسنایدر و دیدگاه مولوی در باب امید، به وجوه تشابه میان دیدگاه آنان در مؤلفه‌های امید دست می‌یابیم. بررسی نظریه امید اسنایدر و دیدگاه مارسل در باب امید نیز تشابه فکری این دو متفکر را در باب نقش حیاتی امید در زندگی، نشان می‌دهد.

کلیدواژه‌ها


  1. 1. قرآن کریم (1392) ترجمۀ مهدی الهی قمشه‌ای، قم: انتشارات اسوه.
    2. آزاد، پیمان (1392). الماس‌های مولوی، تهران: نشر علم.
    3. اسنایدر، ریک چارلز (1397). روانشناسی امید: شما می‌توانید از اینجا به آنجا برسید، ترجمۀ فرشاد بهاری، آزاده خالقی. تهران: دانژه.
    4. الهی قمشه‌ای، حسین (1386). سیصد و شصت و پنج روز با مولوی، تهران: سخن.
    5. لاکهام، هـ. ج (1372). شش متفکر اگزیستانسیالیست، ترجمۀ محسن حکیمی، تهران: نشر مرکز.
    6. بهاری، فرشاد (1393). مبانی امید و امیددرمانی: راهنمای امیدآفرینی، تهران: نشر دانژه.
    7. ترینور، برایان (1396). دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد: گابریل مارسل، ترجمۀ سید حسین حسینی، تهران: ققنوس.
    8. جعفری، محمدتقی (1366). تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی جلال‌الدین محمد بلخی، تهران: انتشارات اسلامی، جلد دوم.
    9. زمانی، کریم (1384). شرح جامع مثنوی معنوی، تهران: انتشارات اطلاعات. جلد ششم.
    10. سازمند، هانیه (1398). امید و اکنون زیستی در آثار مولانا، تهران: نشر دانژه.
    11. سبزواری، هادی بن مهدی (1374). شرح مثنوی (دفتر اول)، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. جلد اول
    12. فروزانفر، بدیع الزمان (1379). شرح مثنوی شریف، تهران: انتشارات زوّار . جلد اول و سوم و پنجم.
    13. _______________ (1381). احادیث و قصص مثنوی، تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر.
    14. کار، آلان (1385). روان‌شناسی مثبت: علم شادمانی و نیرومندهای انسان، تهران: سخن.
    15. کین، سَم (1397). گابریل مارسل. ترجمۀ مصطفی ملکیان، تهران: انتشارات هرمس.
    16. گلستانی بخت، طاهره (1388). روان شناسی مثبت‌نگر، تهران: دانشگاه پیام نور.
    17. گولپینارلی، عبدالباقی (1384). نثر و شرح مثنوی شریف. ترجمه و توضیح: توفیق هـ. سبحانی. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. جلد اول و سوم.
    18. مارسل، گابریل (1381). فلسفۀ اگزیستانسیالیسم. ترجمۀ شهلا اسلامی، تهران: نشر نگاه معاصر.
    19. ____________ (1393). بودن و داشتن. ترجمۀ صدیقه فراهانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه.
    20. محققیان، زهرا (1395) نظریۀ امید: راهکارهای ایجاد و افزایش امید از دیدگاه قرآن و روان‌شناسی مثبت‌نگر، تهران: پژوهشکده باقرالعلوم(ع).
    21. مولوی، جلال‌الدین محمد (1397). مثنوی معنوی. مشهد: انتشارات ضامن آهو.
    22. نثری، موسی (1363). نثر و شرح مثنوی م‍ولان‍ا ج‍لال‌ال‍دی‍ن‌ م‍ح‍م‍د ب‍ل‍خ‍ی‌ روم‍ی(دفتر اول)‌. تهران: نشر کلاله خاور، جلد اول و دوم.
    23. Raabe, peter B. (2002) issues in Philosophical Counseling, London: library of Congress Cataloging-in-Publication Data.
    24. Marcel, Gabriel. (1951) Homo Viator: Introduction to a Metaphysic of Hope, translated by Emma Crawford, Chicago: Henry Regnery Company.